سلام به همه دوستای گل و عزیزم ، پیشاپیش سال نو و آغاز بهار رو به همتون تبریک میگم و از خداوند مهربون بهترین آرزوها رو برای شما خواستارم
همون طور که گفته بودم قرار شد برای عید امسال برای شما ها یه تفالی بزنم به حضرت حافظ ولی قبل از اون به خودم واجب میدونم که از تک تک شما هایی که توی این یک سال باهام بودید و و منو مثل همیشه مدیون مهربونی هاتون می کردید یه تشکر ویژه بکنم و باز هم بگم که تا دنیا دنیاست از همتون متشکرم
حالا نوبتی هم باشه نوبت فال هاست ...پس بدون پارتی بازی از اولین اسم توی لینکام شروع می کنم و بیت اولی هر شعری که برای هر کسی اومد به نامش می نویسم ( قبل از هر فال یک حمد ، یک قل هوالله ، ٣ تا انا انزلناه و ۵ تا صلوات برای سلامتی هر صاحب فال و شادی روح امواتش می فرستم ) :
ابجی مرسا و داداش ابراهیم ( چون شما دو تا دو روح در یک بدن هستید یه فال کفایت می کنه) :
پیش ازاینت بیش از این اندیشه عشاق بود ....مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود
*******************
آبجی غزل خانم ( که انشاالله همیشه موفق باشه و زود به زود اپ کنه ) :
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر....هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر
*******************
مریم خانم (که بر خلاف وبلاگ پاییزیش انشاالله همیشه دلش بهاری باشه ) :
گفتم خراج مصر طلب میکند لبت...گفتا در این معامله کمتر زیان کنند
*******************
آبجی سایا ( انشالله همیشه سین مثل سلامتی در کنارت باشه ) :
شاهد آن نیست که موئی و میانی دارد....بنده طلعت آن باش که آنی دارد
******************
مریم خانم ( که خیلی وقته از قلم شیرین و زیباش محرومیم ) :
بعد ار این دست من و دامن آن سرو بلند...که به بالای چمن از بن و بیخم برکند
*****************
آبجی هیلدا ( که هنوزم میگم نوشته هاش تک تک حرفای دلمه ) :
چه بودی اردل آن ماه مهربان بودی...که حال مه نه چنین بودی ار چنان بودی
****************
آبجی سمیه ( تا همیشه به عشقش به قمر بنی هاشم (ع) غبطه میخورم ) :
مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام....خیر مقدم چه خبر ؟ دوست کجا ؟ راه کدام؟
****************
فرشته خانم ( انشالله دلش همیشه مثل وبلاگش یه رنگ و بوی آرام بخش داشته باشه ) :
صبحست ،ساقیا قدحی پر شراب کن....دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
****************
آبجی هاجر ( مهربون و با معرفت ساده ترین کلماتی که میتونه توصیفش کنه ):
حاشا که من بموسم گل ترک میکنم....من لاف عقل میزنم ، این کار کی کنم
***************
آبجی یگانه ( مثل تموم همسایه های امام هشتم ، مهربونه ) :
از دیده ، خون دل همه بر روی ما رود....بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود
**************
آبجی رها ( خیلی چیزا میدونه ولی خوش به حالش که غرور نداره ) :
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید...از یار آشنا سخن آشنا شنید
**************
مارال خانم ( حیف شد که دیگه نمی نویسه ) :
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم...ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم
*************
ماری و بیدل ( واقعا حریمشون ساده و پاکه ) :
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم....چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم
*********************
داش احمد و کیانا خانم ( خدا کنه مثل همیشه شاد و عاشق بمونن )
دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم....لیکن از لطف لبت صورت جان می بستم
***************
فریبا خانم ( حرفاش دقیقا از دل برمیاد که به دل میشینه ) :
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس...بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
*************
آبجی زهره ( یه دل ساده و بی غل و غش ولی با کلی سئوال توی ذهنش ) :
ساقی بیا که از مدد بخت کار ساز....کامی که خواستم ز خدا شد میسرم
*************
آبجی محبوبه (از اونایی که شعار زندگیش اینه : و خدایی که در این نزدیکی است ... ) :
بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم....مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم
*************
زهرا خانم ( نمی دونم چرا دیگه نمی نویسه...صد حیف ) :
که برد بنزد شاهان ز من گدا پیامی...که به کوی می فروشان دو هزار جم بجامی
*************
آبجی یاسمین ( یا خیلی شاده یا خیلی ناراحت ) :
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد...دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
************
یه همقطاری ( همیشه دنبال معنای زندگیه ) :
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش...معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
*************
آبجی نازنین ( دیدش به همه چیز از روی عشقه ) :
ببرد از من قرار و طاقت و هوش....بت سنگین دل سیمین بنا گوش
***********
محیا خانم ( انشالله به حق مولا همیشه دلش شاد باشه و خوشبخت ) :
همای اوج سعادت بدام ما افتد...اگر ترا گذری بر مقام ما افتد
***********
آبجی سپیده ( خوشحالم که دوباره برگشته ) :
فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش...گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
************
آبجی رویا ( بازیگری توی زندگی رو خوب بلده ) :
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد...که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
***********
آبجی فرشته ( زندگیش بیشتر روی حرفای دلشه ) :
کس نیست که افتاده آن زلف دو تا نیست...در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست
**********
و اخر سر هم فال داداش حسین ( یه رو سیاه که ارزوش اینه که عاقبت به خیر بشه ) :
بخت از دهان دوست نشانم نمیدهد....دولت خبر ز راز نهانم نمیدهد
*****************
پ.ن١: با اینکه این جمله خیلی قدیمیه ولی هر باز که میشنوم با دلم بازی میکنه :
هر سال که میگذره ناراحتم از اینکه یک سال گذشت و ندیدمش و خوشحال از اینکه یک سال دیگه به ظهورش نزدیک شدم
پ.ن.٢: لحظه تحویل سال هم دیگه رو دعا کینم
خاک پای همتون.... داداش حسین